loading

شناخت کوبیسم


کوبیسم را نمی توان به سادگی تعریف کرد، لذا باید بکوشیم پاسخ این پرسش را به طور غیر مستقیم بگوئیم. اینکه کوبیسم را بر حسب شیوه یا بر حسب موضوع یا برخی فنون خاص و یا به عنوان یک نظم یا نظریه زیبایی شناختی تعریف کنیم نیز ممکن نیست. کوبیسم همچنین ملهم از هیچ فلسفه خاصی نبود؛ ترکیبی بود از بینش، درک راستگویی، نوگرایی و تمایل به ارائه یک واقعیت معاصر. کوبیسم ضمنا حاصل این اعتقاد بود که روشها و قراردادهای مرسوم هنری و بخصوص نقاشی نادرست و کهنه اند و نیز نتیجه این درک بلاواسطه بود که نسل جدید نقاشان جوان، اگر می خواست، می توانست یک وسیله بیان تصویری تازه کشف یا ابداع کند. یکی از هدفهای عمده کوبیسم این بود که واقعیت ملموس هر چیز را بدون توسل به تدابیر چشم فریب بیان کند. علاوه بر این کوبیسم کوششی بود در این جهت که از هر پرده، واقعیت ملموس تازه ای ساخته شود، نه تصویری وهم انگیز ازز یک آرمان تخیلی و یا ادراکی صرفا بصری از واقعیت و این عصاره و جوهر واقعگرایی تازه ای بود که کوبیسم آن را گرامی می داشت. بقول براک:

هدف کوبیسم نه تلاش و دوباره سازی امری داستانی بلکه ساختن حقیقتی تصویری بود.

گیتار اثر ژرژ براک با استفاده از کلاژ

در دوره هفت ساله 1907 تا 1914، کوبیستهای راستین تمام کشفها و نوآوریهای اساسی خود را به جامه عمل آراستند و بر این شیوه تصویری تازه تسلط یافتند، از 1914 به بعد، تلاشهای انان متوجه بسط دادن و انسانی کردن شیوه ای شد که پیش تر پایه های محکم آن بر پا داشته شده بود. مفاهیم مورد نظر انان را معاصران شان تقلید کردند، به غلط تعبیر کردند، به مسخره گرفتند اما گاهی هم به طرزی جالب و خلاق بسط شان دادند. باری وقتی همه جوانب را در نظر بگیریم، در می یابیم که کوبیست های راستین و هنرمندان جنبش های کوبیست گوناگون در مجموع، قبل از سال 1914، پیروزمندانه مفهوم تازه ای از نایش تصویری را به قرن بیستم ارائه نمودند و مسیر هنر را در سرتاسر دنیای غرب تغییر دادند.

منبع: کتاب تاریخ کوبیسم – نوشته دوگلاس کوپر – ترجمه محسن کرامتی

کوبیسم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *